سرج تانکیان از System Of A Down از کمک خود به Metal Hellsinger صحبت می کند

سرج تانکیان از System Of A Down از کمک خود به Metal Hellsinger صحبت می کند

وقتی به Metal Hellsinger نگاه می‌کنید، ممکن است به نظر برسد که بسیاری از قراردادهای موجود در بازی‌هایی مانند Doom را می‌طلبد، همراه با موسیقی متن فیلم هوی متال که پخش‌کننده‌ها با آن مرتبط هستند. فرنچایز شیطان کش اما با اجرای هوشمندانه موسیقی متال گفته شده، Metal Hellsinger به نظر می رسد از برچسب جانشین معنوی فراتر رفته و به طور کامل به چیز دیگری تبدیل شود.

Metal Hellsinger با ترکیب آن اکشن تیراندازی اول شخص سریع و هیجان‌انگیز با مکانیک‌های مبتنی بر ریتم که به شما برای عکس‌برداری همگام با موسیقی پاداش می‌دهد، تجربه‌ای کاملاً منحصربه‌فرد ارائه می‌دهد. در حالی که قراردادهای گیم پلی بازی به جدا کردن بازی از بسته کمک می کند، شاید موسیقی متن اصلی آن است که چشم نوازتر است. همانطور که راه خود را از میان شیاطین متال هلسینگر می‌گذرانید، این کار را با ضبط‌های اصلی برخی از بزرگ‌ترین نام‌های متال انجام می‌دهید. موسیقی متن شامل اجراهای آوازی کاملاً جدیدی از افرادی مانند مت هیفی از Trivium، رندی بلیت از Lamb of God، Alissa White-Gluz از Arch Enemy، تاتیانا شمایلوک از Jinjer) و غیره است.

جدیدترین افزوده شده به موسیقی متن، سرج تانکیان است که بیشتر به عنوان رهبر گروه برنده جایزه گرمی System of a Down شناخته می شود. ما با تانکیان صحبت کردیم تا در مورد روند ضبط این آهنگ بیاموزیم، اینکه چگونه ایجاد موسیقی برای فیلم ها و بازی های ویدیویی با یک آلبوم مستقل متفاوت است و چرا او این روزها بازی های ویدیویی زیادی انجام نمی دهد.


این فرصت برای اجرای آهنگی برای Metal Hellsinger چگونه به میز شما رسید؟
فکر می‌کنم مدیرم ایمیلی از سوئد در مورد پروژه دریافت کرد و من آن را بررسی کردم. و من واقعاً هیجان‌زده شدم، زیرا شماره یک، بالاتر از اوج است، و هر چیز برتر همیشه در جهان از نظر خلاقانه و موسیقی استقبال می‌شود. یادم می‌آید که رفتم و برخی از آهنگ‌های دیگر هنرمندان را دیدم – رندی بلیت، مت هیفی، آلیسا وایت گلوز، و غیره – و آنها واقعاً عالی بودند، مانند آهنگ‌های هوی دث متال واقعاً عالی. و سپس یک قطعه کوچک از بازی – آماده یا هیچ چیز دیگری نبود – اما آنها مانند یک قطعه کوچک از آن و سپس آهنگی را نشان می دادند که می خواهند من در آن همکاری کنم. این یک آهنگ هفت دقیقه ای است و من شبیه “واو” هستم. این یک ترن هوایی از یک مسیر است و فکر می کنم این چیزی است که مرا جذب کرده است. من می‌گفتم: “اوه، وای. این همه جا هست و شما واقعاً می‌توانید دندان‌هایتان را خلاقانه در آن فرو کنید و کار جالبی انجام دهید.” بنابراین این علاقه و هیجان من را برانگیخت.

یکی از چیزهایی که دیوید گلدفارب، مدیر خلاقیت در مورد عملکرد شما تمجید کرد، این بود که شما آنچه را که به شما دادند گرفتید و واقعاً آن را از آن خود کردید. می‌توانید کمی در مورد روند به دست آوردن آهنگی که می‌خواستند ضبط کنید و نحوه نزدیک شدن به آن صحبت کنید؟
بنابراین آهنگسازان… Two Feathers خود را طوری می‌نامند و الویرا. [Björkman] یکی از پرها، یکی از آهنگسازان است. او آهنگی با نوعی ایده های آوازی ارسال کرده بود. در واقع دو نوع وجود داشت: یکی از آنها سخت تر بود و دیگری ملودیک تر و ملودیک تر. ابتدا به ساز گوش داده بودم و بعد به ایده های آوازی گوش دادم. مثل اینکه وقتی فیلمی را می‌نویسم به موسیقی موقت گوش می‌دهم، دوست دارم به آن گوش دهم و بعد آن را کنار بگذارم تا چیزی خلاقانه از من بیرون بیاید. بنابراین در برخی موارد، می‌خواستم ببینم آن‌ها چه چیزی در ذهن دارند، اما در عین حال می‌خواستم… هر ملودی آوازی اصلی از من بیرون می‌آید، به نوعی پاسخ می‌دهم زیرا صدای من واقعاً به خوبی با آن هماهنگ می‌شود. ، هر چه بیرون می آید.

این کاری بود که من انجام دادم، و چند بار به عقب برگشتیم و فقط موارد را اصلاح کردیم، اوضاع را بهتر کردیم، و می‌دانید، ویرایش‌ها در اینجا، ویرایش‌ها در آنجا. من واقعاً، واقعاً از این روند لذت بردم و آهنگ از واقعاً سنگین به آهنگی واقعاً ملودیک و زیبا می‌رود، و لحظه‌ای گوتی در آنجا وجود دارد. انواع و اقسام حالات واقعاً باحال وجود دارد. من واقعا از انجام آن لذت بردم. و در همان زمان، من در حال کار بر روی یک آهنگ کلاسیک آوازی برای یک سریال استریم دیگری بودم و دو سری از خودم را به ثمر رساندم، بنابراین بین همه این چیزها پیش می رفتم و داشتن موسیقی متنوع برای کار همزمان عالی است زیرا عناصر دیگر را به نمایش می گذارد. از خلاقیت شما، طبیعتاً.

این گرده افشانی متقابل با این آهنگ و پروژه های دیگر شما چگونه کار کرد؟ آیا عناصری از موسیقی کلاسیک تری که در حال ساختن آنها هستید داشتید که به آهنگ Metal Hellsinger نفوذ کند؟
نه آگاهانه، اما فکر می کنم وقتی همزمان روی چیزهای مختلف کار می کنید، شما تحت تأثیر همه آن ها به طور همزمان هستید. از آنجا که شما همه آن را می شنوید، در ذهن شماست، شاید قطعات کرال یا هر چیز دیگری. من تعدادی پروژه دارم که یکی از آنها بسیار اپرایی است، و بنابراین شاید بلافاصله وارد بازی ویدیویی شد زیرا آن گروه کر در ذهن من آواز می خواند و فقط صدای خودم را لایه بندی می کند. من نمی دانم. تعیین دقیق آن سخت است، اما وقتی این اتفاق می افتد بسیار جالب است.

آیا زمانی که آهنگ را ارائه کردید، بازخورد فوری از تیم توسعه دریافت کردید؟
بله، آنها واقعاً آن را دوست داشتند! آنها فقط مجموعه ای از یادداشت ها را داشتند که باید آنها را نگاه کنم. چند موردی هستند که من به آنها اشاره کردم و برخی از آنها را دلیل آوردم که کار نمی کنند یا هر چیز دیگری. می دانید، روش کار بسیار خاصی است و خوب است. من دوست دارم با افرادی کار کنم که ورودی های خاصی دارند، زیرا به جای ورودی کلی، که ممکن است اشتباه تعبیر شود، به صرفه جویی در وقت همه کمک می کند. آن‌ها واقعاً می‌دانستند چه می‌خواهند، اما به من این آزادی را دادند که کاوش کنم و هر کاری که می‌خواهم با پیست انجام دهم. من فکر می کنم این ترکیب عالی بود.

Metal Hellsinger

ایجاد موسیقی برای پروژه ای مانند یک فیلم یا بازی ویدیویی چه تفاوتی با ایجاد موسیقی مثلاً برای یک آلبوم System of a Down دارد؟
ابتدا باید بگویم. که خود آهنگ و موسیقی توسط آهنگسازان دیگر ساخته شده است. من خودم فقط برای این بازی خوانده ام، البته برای بازی، اما آهنگسازی بازی انجام داده ام و آهنگسازی فیلم و سریال زیادی انجام داده ام. تفاوت آن این است که شما را به چالش می کشد تا در محدودیت ها خلاق باشید، در حالی که وقتی مطالب خود را می نویسید، هیچ محدودیتی وجود ندارد. مجموعه مهارت های شما محدودیت شماست، واقعاً از نظر ایده. اما چالش این است که در آن محدودیت‌ها خلاق باشیم، زیرا هر پروژه بصری دارای یک تمپوی مشخص است، و خلاقیت‌های آن پروژه، چه کارگردان و چه تهیه‌کننده، ایده خاصی از آنچه از نظر لحن صدا می‌خواهند دارند. ابزار دقیق صادقانه بگویم، من همه اینها را واقعاً مفید می‌دانم، زیرا هرچه بیشتر بتوانم آنچه را که آنها به دنبال آن هستند جمع‌آوری کنم، می‌توانم در آن محیط خلاق‌تر باشم و چیزی را ارائه کنم که برای همه سریع‌تر و سریع‌تر کار کند.

و من هنوز باید کاری را انجام دهم که قبلاً هرگز انجام نداده ام! و این کار را به روشی واقعا خلاقانه در آن عناصر انجام دهید. بنابراین، من آن را جالب می دانم. تمام زندگی من به عنوان یک هنرمند، هدفم این بود که همیشه هر بار چیز جدیدی بسازم. بنابراین، با فیلم‌ها و بازی‌های ویدیویی و موسیقی متن، هر بار به معنای واقعی کلمه یک نوع رکورد جدید می‌سازم زیرا هر پروژه چیزی کاملاً متفاوت می‌خواهد. من سعی می‌کنم این مرز را هم پشت سر بگذارم، به‌طوری‌که اگر کاری را انجام می‌دهم که بسیار ارگانیک و ارکسترال است، مثلاً در یک پروژه، چیزی پیش می‌آید که فکر می‌کنم از نظر آنالوگ-سینت عالی به نظر می‌رسد. به عنوان مثال، “نظر شما در مورد آنالوگ-سینت که این پروژه را به دست گرفته است چیست؟” و اگر کارگردان آن را دوست داشته باشد، من به آنجا می روم زیرا در آن نقطه، من در مورد آن هیجان زده هستم، و به این دلیل که از قبل ارکسترال را اجرا می کنم. همه اینها از نظر تنوع پروژه ها به خوبی کار می کنند.

با این ترانه، به نظر می رسد که واقعاً به نقاط قوتی که بسیاری از مردم شما را با آن می شناسند، عمل کرده است. این به نوعی شبیه حالتی است که در راک یا فلزی که برای بسیاری از بزرگ‌ترین آهنگ‌های خود فراهم کرده‌اید، در راک و متال را زیر پا گذاشته است. چه حسی داشتید که به شما اجازه دادند با آن حال و هوای آشنا بدوید؟
این به نوعی خنده دار است زیرا وقتی در مورد این آهنگ پست گذاشتم، واکنش فوق العاده شدیدی دریافت کرد، و سپس من این کار را خواهم کرد. پست، لایک، یک آهنگ شعر با چند موسیقی سینمایی که واکنش مشابهی را دریافت نمی کند. اما یک سرآشپز خوب هم پیتزا درست می کند و هم کوردون بلو، چون می داند که بیشتر مردم پیتزا را می خورند. اما داشتن چنین واکنشی از سوی مردم بسیار خوب است زیرا این چیزی است که من به آن شهرت دارم و صدایم به راحتی به آنجا می رود. داشتم به پیکاپ‌های Google Alert که هر روز دریافت می‌کنم نگاه می‌کردم، و می‌گویم: “F—! تعداد زیادی پیکاپ در این مورد وجود دارد!” این چیزی است که مردم به سمت آن جذب می شوند و جالب است!

چیز متال به نوعی خنده دار است زیرا در اکثر همکاری ها، من تا آنجا که می توانم از راک دور می مانم، نه عمدا، بلکه به این دلیل که آنقدر کارهایم را انجام داده ام که کارهای تکراری زیادی به سراغم می آید. من برای همکاری و من مثل اینکه آنجا بوده ام، این کار را انجام داده ام. من با یک پروژه کلاسیک یا یک ویولن سل یا یک پروژه الکترونیکی یا چیزی کاملاً متفاوت خواهم رفت. و در این مورد، کاملاً متفاوت بود زیرا تمام فلز بود. واقعاً سنگین و واقعاً دیوانه کننده و واقعاً فوق العاده بود، بنابراین برای من هیجان انگیز بود! این فقط در چرخ من نبود، بلکه از جهاتی بالاتر و فراتر از آن بود.

Metal Hellsinger

و من فرض می‌کنم تریلر را دیده‌اید که آهنگ شما را نشان می‌دهد. نحوه اجرای گیم‌پلی با آهنگ آهنگ خود را چگونه دوست داشتید؟
من فکر می‌کنم این در مورد این بازی منحصربه‌فرد است. آنها کل ایده Guitar Hero یا هر چیز دیگری را از نظر هماهنگی ریتمیک موسیقی با پخش کننده گرفته اند و آن را در محیط کامل به عنوان یک بازی اعمال کرده اند. این باعث می شود این بازی از آنچه من فهمیدم بسیار منحصر به فرد باشد. من هنوز بازی را به طور کامل بازی نکردم، اما مشتاقانه منتظرم تا آن را بررسی کنم! من فکر می کنم که واقعا عالی است. یکی گفت: “آره، این یک بازی ویدئویی برای نوازندگان است” اما اینطور نیست! اساساً ریتم شما را آزمایش می کند. به نظرم باحاله همه در تلاشند تا نوع جدیدی از کار برای انجام دادن در دنیای خلاق بیابند و فکر می‌کنم از آن قدردانی می‌کنم زیرا در هر ژانر هنر تکراری بسیار زیاد است.

در حالی که هنوز این بازی را بازی نکرده‌اید، آیا به طور کلی بازی‌های ویدیویی زیادی انجام می‌دهید؟
من سال‌هاست که بازی‌های ویدیویی بازی نکرده‌ام. وقتی بازی‌های ویدیویی بازی می‌کردم، کاملاً به آن‌ها معتاد بودم، زیرا وقتی وارد بازی می‌شوم، فقط در آنجا هستم، می‌دانی؟ و من شروع کردم به خراب کردن انگشتان شستم از چوب های کنترلر. در یک نقطه، من اینطور گفتم: «نباید». این همان دلیلی است که من بسکتبال تمام بدن را کنار گذاشتم، زیرا مدام دست و زانوهایم و این چیزها را اذیت می کردم. من می گویم “من باید موسیقی بزنم! من به این چیزها نیاز دارم!” [می خندد] من می گویم “من نمی توانم این کار را انجام دهم!” یادم می آید که داشتم انگشتانم را فرسوده می کردم.

این اتفاق هر چند سال برای من می‌افتد: با یک شرکت بازی‌های ویدیویی تماس می‌گیرم و آنها یک بازی برای من می‌فرستند و می‌گویم: “من جعبه ندارم!” و آنها برای من یک جعبه و این بازی ها می فرستند و من وارد آنها می شوم و بعد باید آنها را بدهم زیرا معتاد هستم. سال‌ها پیش، NBA Jam در دهه ۹۰ بود و سپس در دهه ۲۰۰۰، Call of Duty بود، زیرا من این کار را برای این یک شرکت و چند آهنگ برای این یک بازی ویدیویی انجام می‌دادم، و آنها برای من یک پلی استیشن و همه اینها فرستاده بودند. بازی ها. بعد از آن، شب می شد و من دیوانه می شدم، مثلاً “اوه مرد، این خوب نیست.” بنابراین اکنون از بازی های ویدیویی دوری می کنم تا بتوانم کارم را انجام دهم! [می خندد]

NBA Jam برای من بسیار نزدیک و عزیز است. من با این بازی بزرگ شدم، و اکنون در زیرزمین خود کابینت های آرکید مشابهی برای NBA Jam، Street Fighter، و Mortal Kombat دارم.
اوه وای! این مدرسه قدیمی است! [می خندد] این هر دو بازی شگفت انگیزی نیز هستند. من آنها را بازی کردم، واضح است. من یک پسر بزرگ بازی ویدیویی نیستم و واقعاً هرگز نبودم، اما به اندازه کافی بازی کردم. من می دانم چقدر می توانید با آنها دیوانه شوید. من دوستانی دارم که زمان زیادی را صرف بازی می کنند. شما باید برای آن وقت بگذارید و بدانید که زمان ترک کی است، می دانید؟

Metal Hellsinger

شما قبلاً به عنوان مرجع به Guitar Hero اشاره کردید. آیا تا به حال متوجه شده اید که بچه ها به سمت شما می آیند و می گویند که موسیقی انفرادی یا System of a Down شما را از طریق بازی هایی مانند Guitar Hero یا Rock Band کشف کرده اند؟
مطمئنم وجود داشته اند، اما نمی توانم. همین الان به یاد بیاور من مطمئن هستم که این اتفاق افتاد. این نادر است زیرا معمولاً مردم وارد موسیقی می‌شوند، سپس آن را در بازی می‌بینند و هیجان‌زده می‌شوند، اما من مطمئن هستم که برای بسیاری از بچه‌های جوان، احتمالاً این اولین شروع آنها در System of a Down یا هر چیز دیگری بود. در مورد بقیه گروه ها هم همینطور مطمئنم. فکر می‌کنم این هم واقعاً جالب است: اگر بچه‌ای هستید که وارد یک بازی ویدیویی می‌شوید و واقعاً گروه یا ژانر خاصی را نمی‌شناسید و به نوعی به آنها معرفی می‌شوید.

وقتی صحبت از موسیقی و بازی های ویدیویی شد، هیپ هاپ زیادی وجود دارد، راک زیادی وجود دارد، متال زیادی وجود دارد. من نمی‌پرسم که آیا انواع خاصی وجود دارد – و اکنون شما ذهن خلاق من را دارید – آیا موسیقی وجود دارد که واقعاً در بازی‌های ویدیویی وجود نداشته است که می‌تواند یک بازی جالب برای توسعه در اطراف آن فضا و محیط باشد. من می دانم که چیزهای محیطی در بازی های محیطی وجود دارد، اما فقط چیزی مانند Goth. آیا بازی های گوت با موسیقی گوت وجود دارد؟ شاید.

بازی‌های زیادی وجود دارند که رویکردهای جالبی برای گنجاندن موسیقی در تجربه داشته‌اند. مطمئنم قبلا تتریس بازی کرده اید. یک بازی به نام Tetris Effect وجود دارد که در آن هنگام پخش پازل، موسیقی ساخته می‌شود، سپس وقتی تمام می‌کنید، این آهنگ تمام عیار با موسیقی، محیط و شعر است. دیدن آنچه که توسعه دهندگان می توانند با رویکردهای منحصر به فرد برای آوردن موسیقی به تجربه انجام دهند، همیشه بسیار جالب است.
مطمئناً، و این نوع معماری موسیقی در بازی ها و اینکه چگونه به این سمت می روید و پخش می شود. این، یا به آن جهت می روید و این را به اضافه این پخش می کند. کل معماری، به نظر من واقعاً دیوانه کننده جالب است. این مانند یک پروژه علمی است که تلاش می‌کند بفهمد موسیقی واقعاً چگونه در بازی بهترین عملکرد را دارد، منهای لحظه‌های ثابت که در آن فقط موسیقی ایستا است. اما از نظر گیم پلی واقعی، به نظر من واقعاً جالب است. نمی توانم سرم را دور بزنم. من فقط موسیقی ایجاد می کنم و به آنها یک دسته ساقه می دهم تا بتوانند همه آن را وصل کنند و لایه ها و چیزهایی ایجاد کنند.

خب حالا که چرخ‌های شما را اینجا می‌چرخانم، شاید در آینده نزدیک شاهد یک بازی موسیقی شگفت‌انگیز باشیم که از ذهن شما بیرون می‌آید!
آره، اگر کسی به من بدهد. شات، شاید من یکی را ایجاد کنم! [می خندد] این عالی خواهد بود!


Metal Hellsinger امسال برای PlayStation 5، Xbox Series X/S و PC عرضه می شود.

برچسب‌ها:

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.